|
حسین (ع)ارباب بی کفن کربلا شعله ای از حادثه’ پشت در است.
| ||||||||
|
دارم می رم کربلا،حلالم کنید ..... دلم تنگه، بی قراره...برای بهشت نه اون بهشتی که خدای من وعده کرده
بهشتی که تخت شاهی ارباب دو عالم رو اونجا گذاشتند بهشتی که نهرش فراته
بهشتی که تمام صفایش به خیابون بین الحرمین و میدون مشکشه
همون بهشتی که عطر سیب داره
دلم تنگه...به فریاد دلم برسید
خیلی دلم هوای ضریح شش گوشه ی امام حسین رو کرده خیلی با صفاست ایشالله شش گوشه ی امام حسین رو ببینیم اللهم الرزقنا [ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 12:24 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
مرگ حقيقتي انكار ناپذير و قطعي و نزديكترين مسآله به آدمي است. خداوند در قرآن كريم چشيدن طعم مرگ را به عنوان يك قانون كلّي بيان نموده است:" كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ"/ همه كس چشنده طعم مرگ است". اين آيه دلالت بر عموميّت سخن حق تعالي دارد و اين كه هر صاحب نفسي ناگزير از چشيدن طعم مرگ است؛ مگر خداوند باري تعالي كه حي و زنده و هميشه باقي است، " كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَ يَبْقَي وَجْهُ رَبِّـكَ"/ هركس كه بر زمين موجود است در معرض فنا است و پاينده است ذات پروردگار تو". [ دوشنبه 28 فروردین1391 ] [ 11:7 قبل از ظهر ] [ ناشناس ]
![]() زنگ اخلاق...... شاگرد:استاد،چکار کنم که خواب امام زمان رو ببینم؟ استاد:شب یک غذای شور بخور.آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت. شاگرد: استاد دائم خواب آب میدیدم! خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم.کنار لوله آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...گفت اینا رو خواب دیدم! استادش فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی؛ تشنه امام زمان بشو تا خواب امام زمان ببینی! [ شنبه 19 فروردین1391 ] [ 11:30 قبل از ظهر ] [ ناشناس ]
باز سخن از يك حماسه است، يك شور عظيم از نشاطي در اوج شكست، اميد در عين ناباوري آن، عاشوراست كه همه اينها را يك جا جمع كرده است. اين شكوه عظيم وقتي به اوج خود ميرسد كه با عرفان همراه شود و باز مضاعفتر ميشود وقتي كه به اين صحنه بزرگ نگرش عرفاني داشته باشيم. باز در خاطرهها ياد تو اي رهرو عشق صحيفه عاشورا چون از يك بعد نوع عرفاني است و پر پرتو و پر درخشش و پر تلألؤ، هر زمان كه ميگذرد همچنان تازه باقي مانده است بلكه تازهتر از گذشته نيز ميشود زيرا با پديداشدن أن تحولات و دگرگونيهاي فكري و معيشتي بشر جلوههاي تازهاي از آن نمايان ميکند و به تعبير زيباي حافظ هرجا بارقه عشق وجود داشته باشد پايداري لازمه ضروري آن خواهد بود. در كوي ما شكسته دلي ميخرند و بس در نگاه عرفاني به عاشورا، امام حسين عليهالسلام و ياران بزرگوارش به سان پاكباختگان و عاشقان عارفي بودهاند كه براي رسيدن به حقيقت و فاني شدن و در آن جان خود را نثار كردند تا جانان را به دست آورند و با او و براي او باشند. اين وحدت قطره را به دريا و ثري را به ثريا ميرساند و همه سالكان را با وصل ابدي كامشاد مينمايد. اين همان چيزي است كه عارفان از آن به رهايي مطلق ياد ميكنند ونيز در مرثيه شهيدان كربلا بدان اشاره صريحي كرده است. كجاييد اي شهيدان خدايي پ .ن از حضرت امام محمد باقر(علیه السّلام) پرسیدند مرگ چیست؟ [ سه شنبه 15 فروردین1391 ] [ 2:41 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
عیدی ما از شهدا
[ یکشنبه 6 فروردین1391 ] [ 6:45 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
[ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 2:33 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
حكایت از حضور یك ناصبی متعصب و دشمن اهل بیت پیامبر (صل الله علیه وآله) به عنوان وزیر حاكم وقت بحرین دارد كه از هیچ دسیسهای جهت ضربه زدن به شیعیان كوتاهی نمیکرد و در مهمترین دسیسهاش، اناری را خدمت حاكم ارائه میكند كه با حك شدن برجسته مطالبی خلاف عقاید شیعیان بر روی آن و جلوه دادن آن به عنوان معجزه الهی و دلیلی بر بطلان شیعیان، حاكم را قانع مینماید كه در صورت عدم پاسخ مناسب شیعیان در برابر این واقعه یا شیعیان مطیع خواستههای آنها شده یا كشته شوند. بزرگان شیعیان بحرین نیز با احضار حاكم و با مشاهده این انار، مضطرب و از حاكم سه روز مهلت میخواهند. سپس با تشكیل جلسه و انتخاب سه نفر از پرهیزكارترین افراد، قرار را بر این میگذارند كه هر شب یك نفر به بیابان رفته و تا صبح به عبادت مشغول و از خداوند به وسیله امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) یاری بخواهند. بعد از آنكه نفر اول و دوم تا صبح عبادت میكنند و نتیجهای نمیگیرند نوبت به محمد ابن عیسی بحرینی میرسد و در همان شب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) به داد شیعیان بحرین میرسند و با برداشتن پرده از این راز برای محمد ابن عیسی بحرینی و اشاره به این موضوع كه انار مذكور قبل از رشد كامل در قالبی سفالین با مطالب حك شده و موهوم روی آن به این شكل ظاهر گشته و با دادن آدرس دقیق مكان اختفای قالب سفالین در منزل وزیر ناصبی و نیز خبر از وجود دود و خاكستر در درون انار، این توطئه را از سر شیعیان بحرین دور میسازند. اما پاسخ امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) به سوال محمد ابن عیسی بحرینی مبنی بر علت تاخیر دو روزه در حل این مشكل نیز قابل توجه است. ایشان در برابر سوال وی میفرمایند: تقصیر خودتان است كه پس از سه روز به داد شما رسیدم؛ چرا كه خودتان از حاكم سه روز فرصت خواستید. اگر در همان مجلس حاكم، مرا صدا میزدید و میگفتید یا صاحب الزمان! همان جا راه حل را به شما مینمایاندم. [ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 11:44 قبل از ظهر ] [ ناشناس ]
سالیان درازی است که به انتظارت نشسته ایم .هر بار با امید به قاصدک ها می نگریم که شاید خبری از کویت برایمان آورده باشند،اما افسوس... [ شنبه 13 اسفند1390 ] [ 1:6 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
كسي قدم به حــــــــرم بي مدد نخواهد زد بدون واسطه دم از احــــــــد نخواهـــد زد گداي كوي رضــــا(ع) شو كه اين امام رئوف به سينه ي احدي دست رد نخواهـد زد يا امام رضا دستم بگير كه خسته از اين زمانه ام...... دستم بگير كه شكسته آشيانه ام...... يارب مدد نما كه دوباره پيدا كنم تورا.......به اميد روزي كه تمام غم هاي عالم به سرآيد..... و به اميد ظهور مهدي موعود....نایب الزیاره همه بودم ان شاا... قسمت همه بشه. آمين يا رب العالمين
[ چهارشنبه 10 اسفند1390 ] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ ناشناس ]
شهید حمید باکری: «دعا كنید كه خداوند شهادت را نصیب شما كند، در غیر این صورت زمانی فرا میرسد كه جنگ تمام میشود و رزمندگان امروز سه دسته میشوند: یک: دستهای كه به مخالفت با گذشته خود برمیخیزند و از گذشته خود پشیمان میشوند. دو: دستهای كه راه بیتفاوت را بر میگزینند و در زندگی مادی غرق میشوند. سوم: دستهای كه به گذشته خود وفادار میمانند و احساس مسئولیت میكنند كه از شدت مصایب و غصهها دق خواهند كرد. پس از خداوند بخواهید با رسیدن به شهادت از عواقب زندگی پس از جنگ در امان بمانید، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسیار سخت و دشوار خواهد بود.»
......................... ....... رخصت شهدای محفل! که دنی بودن دنیایش را پشت کردید و بهشت ِ رضایتش را با جهاد خویش لبیک گفتید..! مردان خدا غزل شهادت را در هر زمانه ای زمزمه می کنند.. حال چه جنگ، تمام شده باشد و چه چنددستگی، امان ِ ایمان ها را بریده باشد.. دفاع از حریم ولایت، حد و مرز نمی شناسد... همان گونه که عشق.. همان گونه که شهــ ـادت... [ شنبه 6 اسفند1390 ] [ 3:17 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
[ یکشنبه 30 بهمن1390 ] [ 1:9 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
من رفتنی ام. دوستان حلالم کنید!
[ دوشنبه 24 بهمن1390 ] [ 1:30 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
مرحوم آیت الله سید مرتضی نجومی : روزی علامه امینی به من فرمود : مدت ها فکر می کردم که خداوند متعال چگونه شمر را عذاب می کند و جزای آن تشنه لبی و جگر سوخنگی حضرت سید الشهدا (ع) را چگونه می دهد؟ شب هنگام خواب دیدم آقا امیر المومنین (ع) در صحرایی بسیار خوش آب و هوا روی صندلی نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستادم ، دو کوزه نزد ایشان بود فرمودند : این کوزه ها را بردار و برو از آنجا آب بیاور و اشاره به محلی فرمودند که بسیار با صفا بود ، استخری پر آب و درختانی بسیار با طراوت در اطراف آن بود که صفا و تلالو آب و شادابی درختان قابل توصیف نیست. کوزه ها را برداشته و به آن محل رفتم و آنها را آب نموده ، حرکت کردم تا به خدمت امیر المومنین باز گردم.
ناگهان دیدم هوا رو به گرمی نهاد و هر لحظه گرمی هوا و سوزندگی صحرا بیشتر می شد دیدم از دور شخصی به من نزدیک می شود و هرچه به من نزدیک می شد هوا گرمتر می گردید گویی همه حرارت از آتش اوست. در همان حال به من الهام شد که او شمر است وقتی به من رسید هوا به قدر گرم سوزان شده بود که قابل تحمل نبود آن ملعون هم از شدت تشنگی در شرف هلاکت بود ، رو به من نمود که از من آب بگیرد من مانع شدم و گفتم : اگر هم بمیرم نمی گذارم از این آب قطره ای بنوشی. حمله شدیدی به من کرد و من مقاومت می نمودم ، دیدم الان کوزه ها را از من می گیرد آنها را به هم کوبیدم کوزه ها شکسته و آب آن به زمین ریخت ، چنان آب کوزه ها تبخیر شد که گویی قطره ای آب در آنها نبوده است. او که از من نا امید شد رو به استخر نهاد من بی اندازه غمگین شدم که مبادا آن ملعون از آب استخر بنوشد و سیر آب گردد ولی تا به استخر رسید آب استخر چنان ناپدید شد که گویی سالهاست یک قطره آب در آن نبوده ، درختان هم کاملا خشک شد. او هم از استخر مایوس شده بود ، از همان راهی که آمده بود بازگشت . هرچه دورتر می شد هوا رو به خوبی و خوشی و درختان و آب استخر به طراوت و شادابی اول بازگشتند. به نزد حضرت امیر (ع) برگشتم فرمود : خدا در عالم برزخ اینگونه آن ملعون را عذاب می کند و اگر یک قطره از آب آن استخر را هم می نوشید از هر زهری تلختر و از هر عذابی برای او دردناکتر بود . [ دوشنبه 24 بهمن1390 ] [ 1:22 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
شکسته بال و پری را ز خانه می بردند
تنی ضعیف را غریبانه می بردند جنازه ای که همه ی انبیا ءبه قربانش چه شد که هفت نفر غریبانه می بردند ؟
من به قربان دل پردرد و رنجت بی بی جان. من به فدا ی پهلوی بشکسته ات بی بی جان. الهی به سوز سینه ی زهرا ، به اشک حسرت طه ، دلم را از جفا دور کن به یمن و برکت نامش کلامم را به نام مهدی زهرا تو عطر آگین دنیا کن
[ شنبه 15 بهمن1390 ] [ 9:23 قبل از ظهر ] [ ناشناس ]
مهدی جان کجایی؟ ترسم كه شعر سنگ مزارم اين شود: او جمال يوسف زهرا نديد و رفت
مهدی جان کجایی... با چشمی اشکبار تورا میخوانم... می دانم که صدای چشمانم و نجوای غریبانه ام را از پس بغضی که توان ترک برداشتن برای فریادی، برایش نمانده را می شنوی... آقا جان... دنیای پر رنگ و ریایی است... دنیای پر از دروغ و حیله... دنیای خون و خونریزی... نمی دانم مردمان این زمین خاکی به طمع چه چیز ارزشمندی خون یکدیگر را میریزند و بهر چه چیز اشک ها جاری می سازند و آه و ناله مظلوم را به جان می خرند... مولای من... من نیز پاک و بی گناه نیستم... من هم پر از گناهم ولی دوستت دارم آقا... همیشه گفتند می آیی... گفتند سر ها خواهی برید و جنگ ها خواهی کرد... آقاجان بین خودمان باشد گاهی با خودم میگفتم که نکند مهدی، من گناهکار را هم اسیر شمشیرش کند ولایق محبتش نداند... مهدی جان ولی کسی از نگاه مهربان و پر از محبتت برایم نگفت... حسرت به دل هستم که ببینمت و جان در رکابت فدا کنم... جانی که روزی بیهوده اسیر خاک خواهد شد،چرا بیهوده روم... مهدی جان منتظر همیشگی تو خواهم ماند... [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 2:6 بعد از ظهر ] [ ناشناس ]
امروزهم شاید بیاد....بیا همه منتظر آمدنش شویم
|
||||||||
|
طنز جبهه |
|
کی خسته است؟دشمن اكثر عمليات ها به خاطر مسائل مختلفي از.... در اسفندماه انجام مي شد.منطقه جنوب هم گاهي شب هاي بسيار سردي داشت.يه روز فرمانده گردانمون به بهانه دادن پتو همه بچه ها را جمع كرد.و با صداي بلند گفت :كي خسته است؟گفتيم دشمن.
صدا زد :كي ناراضيه؟بلند گفتيم دشمن دوباره با صداي بلند صدا زد: كي سردشه؟ما هم با صداي بلند گفتيم دشمن بعدش فرماندمون گفت : خدا خيرتون بده حالا كه سردتون نيست مي خواستم بگم كه پتو به گردان ما نرسيده!!!
|
راستش گفتم برای عوض شدن حال وهوای وبلاگ یه کم از شوخی های بچه های جبهه بنویسم.
(سقا)
راننده تانكر آب كه كار آبرساني به جبهههاو رزمندگان را درجبهه هاي نبرد حق عليه باطل بهعهده داشتند راسقا ميگفتند.
شب پرواز
شب حمله و شبي را كه بچه ها بال درميآورندودرآتش شوق ديدار بودند شب پرواز ميگفتند.
شهردار
كسي كه وظيفه خدمت به همسنگری و يا هم چادري خودش را براي مدتي به عهده
مي گيرد براي تأمين غذا و نظافت. اين شخص را خادم الحسين ياخادم المهدي نيز مي گفتند.
هتل گُردان
محل اجتماع مسؤلين وفرماندهان كه حاكي ازنهايت ارادات بچه ها به آنهاست و مايلند دايم با آنها و آنجا باشند و درجريان امورقرارگيرند.
كانال دو
وقتي بچه هاي آذربايجان به لهجه وزبان خودشان بايكديگر صحبت ميكردند ميگفتند حاجي كانال دو زده.
غواص
به حشره ياچيزي كه درآب وغذاپيدامي شدبه مزاح غواص گفته ميشد.
فرشته نجات
امدادگر و كسانيكه مهربان بوده و مثل فرشتگان در روز و شب و لحظات حساس به ياري رزمندگان ميشتافتند.
اندی موشک!اندیمشک
كنايه ازموشكبارانهاي مكرر دزفول و انديمشك را داشت
اخبار و اطلاعاتي را كه دهان به دهان توسط رزمندگان وبسيجيان ردوبدل مي شدومنبع معلوم ومشخصي نداشت اخبار راديو بسيج ميگفتند.
»» مختصری از زندگی نامه امام حسین (ع)
نام : حسین (سومین امام که به امر خداوند تعیین شده است )کنیه :ابو عبد اللّه
لقب : خامس آل عبا، سبط، شهید، وفى ، زکى
پدر : حضرت على بن ابى طالب (ع )مادر: حضرت فاطمه (س )تاریخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى
مکان ولادت : مدینه
مدت عمر : 57 سال
علت شهادت : پس از روى کار آمدن یزید، امام که او را نالایق میدانست تن به ذلت بیعت و سازش با او را نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدینه به مکه و سپس به طرف کوفه و کربلا حرکت کردند و همراه با یاران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهید شدند.
قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن ، (لعنت خدا بر آنها)
زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى
مکان شهادت و دفن : کربلا
سال از دوران کودکى را در زمان حیات پر برکت رسول خدا (ص ) سپرى نمود. او شجاعترین امت حضرت محمد (ص ) بود و شجاعت حضرت محمد (ص ) و حضرت على (ع ) در ایشان جمع بود.
خداوند در تربت ایشان شفا، و در داخل حرم امام حسین (ع ) استجابت دعا را قرار داده است . پیامبر (ص ) در حقش فرمود: احب اللّه مَن احب حسینا یعنى : خداوند دوست میدارد کسى را که حسین را دوست بدارد. پیامبر(ص ) در حق او و برادر گرامى اش امام حسن (ع ) فرمود: دو فرزند من حسن و حسین پیشوایان امت مى باشند خواه زمام امور به دست بگیرند و یا نگیرند.
پس از شهادت امام حسن (ع ) در سال 50 هجرى ، امام حسین (ع ) عهده دار امر امامت گردید. معاویه پس از بیست سال حکومت ظالمانه و قتل و کشتار شیعیان به ویژه، در سال 60 هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن(ع)، پسرش یزید را به جاى خود قرار داد. یزید فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً مقدسات اسلامى را زیر پا مى گذاشت و آشکارا شراب مى خورد. امام حسین علیه السلام از همان آغاز کار با او به مخالفت برخاست .
یزید نامه اى به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از امام حسین (ع ) براى یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع ) که حاضر به بیعت کردن با یزید نبود با خانواده خود از مدینه به مکه رفتند. در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه هاى زیادى براى امام حسین (ع ) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. امام حسین (ع ) نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه بن زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و بسیار حیله گر و بى رحم بود، مردم کوفه فریب اقدامات او را خورده و پیمان شکنى کردند و مسلم را تنها گذاشتند.
در نتیجه عبیداللّه ، مسلم بن عقیل را دستگیر نموده و به شهادت رسانید. هنگامى که در ابتدا مردم کوفه با مسلم بیعت کردند، مسلم نامه اى به امام حسین (ع ) نوشت و به ایشان اطلاع داد که به کوفه بیاید. امام حسین (ع ) با خانواده و یاران خود به طرف کوفه حرکت کرد و در نزدیکى کوفه بود که خبر پیمان شکنى مردم کوفه و شهادت مسلم را آوردند. عبیداللّه بن زیاد که با شهادت مسلم بر اوضاع کوفه تسلط پیدا کرده بود حر بن یزید ریاحى را براى زیر نظر گرفتن امام حسین (ع ) و همراهانش فرستاد. و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به کربلا اعزام نمود. او به عمر بن سعد وعده داده بود که اگر امام حسین (ع ) را به شهادت برساند او را حاکم رى خواهد کرد.
عمر بن سعد که به طمع حکومت رى به کربلا آمده بود از هیچ ستمى فروگذار نکرد. دستور داد امام حسین (ع ) و یارانش را محاصره کنند و آب را بر روى آنان ببندند. یاران امام حسین (ع ) که از شجاع ترین افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالى که بیش از 72 تن نبودند یکى پس از دیگرى در دفاع از امام زمان خود یعنى امام حسین (ع ) با عزت و آزادگى به شهادت رسیدند. حر بن یزید ریاحى نیز که ستمگرى سپاه عمر سعد و حقانیت امام حسین (ع ) را مشاهده کرد به سپاه امام پیوست و به شهادت رسید.
واقعه کربلا گرچه از نظر زمان کوتاه بود و تنها یکروز از صبح تا عصر به طول انجامید اما لحظه لحظه آن درس شهامت و ایثار و فدا کارى ، ایمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه کربلا دانشگاهى است که از طفل شیرخوار تا پیرمرد محاسن سفیدش به بشریت درس آزادگى مى آموزد. خون هاى مطهر امام حسین (ع ) و یارانش به اسلام حیات تازه بخشید و زمینه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم آورد.
امام حسین علیه السلام روز دهم محرم سال 61 هجرى ، در سن 57 سالگى در کربلا به شهادت رسید. مرقد ایشان و برادر فداکارش اباالفضل و فرزندان و یارانش در شهر کربلا در عراق قرار دارد.

در كتاب كامل الزيارة ازفخرالسّاجدين حضرت زين العابدين عليه السلام روايت شده است كه خداوند سبحان و تعالى كرب بلا را حرم امن و با بركت قرار داده بيست و چهار هزار سال قبل از آن كه كعبه را خلق نمايد، و چون حقّ تعالى در ابتداى قيامت زمين را به زلزله در مى آورد، و زمين كربلا را با خاكش نورانى و صاف بالا برند.
پس آن را بهترين باغ از باغهاى بهشت مى گرداند و بهترين مساكن از مسكنهاى بهشت كه ساكن نمى شود در آن مگر مقربان و پيامبران و رسولان و آن زمين روشنائى مى دهد در بهشت چنانكه ستاره هاى بسيار روشن در ميان ستاره ها براى اهل زمين روشنائى مى دهند كه نورش ديده هاى اهل بهشت را خيره ميكند.
و آن زمين مقدّس ندا ميدهد در ميان بهشت منم آن زمين طيّب و مباركى كه در آغوش گرفتم و در بر داشتم نعش بهترين شهيدان و سيد جوانان اهل بهشت حسين بن على عليه السلام را. (1)
خاك كربلا و هديه ملائكدر روايات ميباشد كه خداوند عالم خاك كربلا را تحفه و هديه حورالعين قرار داده است ، چنانچه در كتاب شريف سفينة النّجاة روايت شده است كه :
هر گاه ملائك ملا اعلى و مقرب درگاه خداوند بر زمين نزول مى كنند حورالعين به ايشان ميگويند كه از براى ما خاك كربلا و تسبيحى از آن ارض منوّر بياوريد. (2)
زيارت ملائكه از كربلا
در كتاب كامل الزيارة روايت شده است كه حق تعالى امر فرمود، به ملائكه كه زيارت كنند موضع دفن حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام را هزار سال پيش از شهادت آن بزرگوار، و همچنين روايت شده است كه در وقت هر نماز از نمازهاى پنجگانه هفتاد هزار ملائك به زيارت آن سرور مشرّف ميشوند و تا روز قيامت نوبت زيارت به ايشان ميسّر نمى شود.(3)
كربلا پاره اى از بهشت استقال رسول اللّه (ص ): يا جابر زُر قبر الحسين عليه السلام بكربلا فانّ كربلا قطعة من الجنّة .
رسول خدا (ص ) فرمود:اى جابر زيارت كن قبر حسين عليه السلام را در كربلا، پس هر آينه كربلا پاره اى از بهشت است .
خدا هم طول عمر به جابر داد و موفّق گرديد قبر حسين را زيارت نمايد. يقينا حديث مشهور زيارت جابر در روز اربعين را حسين عليه السلام شنيده ايد.
اگر چشم بصيرتى باشد سزاوار است خاك كربلا را توتياى چشم كنيم . خاكى كه رسول خدا (ص ) به آن متبرّك مى شدند.(4)

دلم قرار نمی گیرد از فغان،بی تو
سپندوار،ز کف داده ام عنان،بی تو
ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارق
زجام عیش،لبی تر نکرد جان بی تو
چوآسمان مه آلوده ام زدلتنگی ام
پر است سینه ام از اندوه گران بی تو
نسیم صبح نمی آورد ترانه ی شوق
سر بهار ندارند ، بلبلان بی تو
لب ازحکایت شب های تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو
ازآن زمان که فروزان شدم زپرتوعشق
چو ذره ام به تکاپوی جاودان بی تو
گزاره ی غم دل را مگر کنم چو"امین"
جدا زخلق،به محراب جمکران بی تو
شعر از: "حضرت آیت الله خامنه ا ی"
مناجات با مولای مومنان
میان دل ز عشقت لاله باغیست
بحمدلله که قلبم مست ساقیست
یا ثارالله
تو همانی که رسول خدا(ص) بارها فرمودحسین (ع)از من است
حسین(ع) در آسمان ها بزرگتر است تا در زمین
حسین(ع) زینت آسمان ها و زمین است
حسین (ع)پناه پناه جویان است
حسین(ع) فریاد رس استغاثه کنندگان است
حسین(ع) کشتی نجات است
حسین(ع) چراغ هدایت است
حسین(ع) محبوب آسمان ها و زمین است
حسین(ع) مولای مومنان است
حسین(ع) باب نجات امت است
دستم بگیر ای زینت آسمان ها و زمین
پناهم ده ای پناه پناه جویان
ای محبوب آسمان ها و زمین از این دریای گناه نجاتم ده
راه را می جویم، به خطا می روم، به کدامین راه؟ ای مولای مومنان
احوالم، اعمالم ، اذهانم را می بینی
آبرویی نیست ، پای گریزی نیست
دستم بگیر یا ابا عبدالله
زمزمه عشق

می شنوی ،خوب گوش کن
آری صدای زمزمه ی یا حسین می آید
صدای زمزمه ی عشق
صدای عاشقان حق و حقیقت
از دور صدای مداحی رزمندگان در سنگر می آید
هنوز بوی شهدا می آید در شلمچه
خوب گوش کنی صدای یا حسین شان فضای کربلای عشق را پر کرده
اما گوش دل می خواهد و
عشق دل
عاشقان واقعی حسینی وار پرواز کردند